![]() |
![]() |
|
|
حسن جان، حسین عزیز، حمیدخان گلم، غلامرضای عزیزتر از جانم، مرتضی مهربانم، عمو و دایی بزرگورام:
منزل نو انشالله مبارک است. آرزومندم منزل نو محل خوشی ها و شادکامی های شما باشد!
محمدعلی عزیزم آغاز زندگی مشترکتان را به شما و حاج خانم صمیمانه تبریک می گویم و برای شما زندگی سرشار از خوشبختی و پیروزی آرزومندم! چند روز پیش به مقداری پول نقد نیاز داشتم. به هر کدام از عزیزان بالا که سر زدم ؛ عذر خواهی کردند و گفتند که همه دار و ندار خود را برای ساخت خانه برای خودشان، فرزندشان، خواهر وبرادرشان و امثالهم هزینه کرده اند. لازم دانستم به این دوستان خانه دارشدن خودشان یا عزیزانشان را تبریک بگویم. برخی هم به امر شیرین ازدواج مبادرت کرده اند که آرزوی خوشبختی برایشان دارم. می گویند در هر کاری حکمت و خیری است. الان هم خیلی خوشحالم که به پول نیاز پیدا کردم و فهمیدم که خدا را شکر که خیلی از دوستان و اقوام به کار خیر مشغولند. به هر حال خوشی احوال دوستان خوشی حال ماست!. |
|
+ نوشته شده در
2009/7/2ساعت 18:41 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
گفت خوب مجردي حال مي کني ها ! امشب هم مي موني !؟
گفتم آره با اجازه شما. گفت: مي دوني بيرون چه خبره؟ نگاهي به بيرون انداختم و ديدم خبري نيست. تاريکي بود و سو سوي چراغهاي خانه ها و خيابانها. گفتم: من که چيزي نمي بينم. گفت نمي بيني ملت چه سر و صدايي راه انداخته اند؟ خودم را مجاب کردم که پنجره را باز کنم. به يکباره انگاري وارد دنياي ديگري شدم! تکبير هاي بلند يکنفره و چند نفره از همه جا به گوش مي رسيد. داشتم به حس شنوايي خودم شک مي کردم که نيش پشه اي توجهم را از سر و صداي بيرون به بازويم که حالا خارش گرفته بود؛ جلب کرد. پنجره را بستم که پشه هاي بيشتري داخل نشوند. صداهاي بيرون هم با همين بستن پنجره خاموش شد! بعد از چندين بار باز کردن و بستن متوجه شدم که پنجره مي تواند صداي بيرون را کاملا حذف کند. به نگهبان شب که داشت اسمم را يادداشت مي کرد گفتم عجب ساختاري دارد اين پنجره!گفت: دکتر مارو باش ! بعد از صاف کردن صدايش ادامه داد: شيشه دو جداره عايق صوتي و حرارتي بسيار مناسبي است البته گران هم هست. با خود گفتم چهار متر شيشه دو جداره مي تواند صداي دنياي بيرون را به همين راحتي حذف کند؛ نکند خيلي ها شيشه اتاقشان دو جداره است که صداهاي بيرون را نمي شنوند !؟ |
|
+ نوشته شده در
2009/6/24ساعت 13:25 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
2009/6/21ساعت 20:13 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
دوستی تعریف می کرد که در دوره قبل اسامی عجیب و غریبی روی برگه های رای حک شده بود. اینها تنها نمونه هایی است:
برای احمدی نژاد: احمد نجات، شهردار، احمدی، آق محمود، یار امام. دقیق یادم نیست؛ فکر می کنم حدود 200 هزار رای به همین شکل و به درستی باطل شد. در هر انتخاباتی در شعبه رای گیری اعلامیه ای نصب می شود که اسامی کاندیدا ها روی آن درج شده است. همچنین جلوی نام بعضی از آنها اسامی معمول و مشهورشان هم آمده است. لطفا توجه کنید که فقط از این اسامی مورد قبول استفاده کنید. هر اسم دیگری که حتی به صورت قطع و یقیق نشانگر و معرف کاندیدای شما باشد؛ سبب ابطال رای شما خواهد شد. از نوشتن اسامی و عبارات ناقص مثل: نخست وزیر سابق شهردار سابق مردمی نژاد یار امام احمدی احمد نجات حسین آقا، میر ما و یا حسین بپرهیزید. از اسامی مبهم و ناقص و شعاری استفاده نکنید. لطفا به هر وسیله ای که صلاح می دانید؛ به دوستان و نزدیکانتان هم یادآوری کنید. |
|
+ نوشته شده در
2009/6/11ساعت 11:22 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
می خواست به زور سشوار را از دستم بگیرد و به خیال خودش سرم را خشک کند. راضیش کردم که من سشوار را بگیرم و او دستهای کوچکش رای لای موهای سرم حرکت دهد. یک لحظه حس کردم دستش به سرم چسبیده! آره دخترم با دستهای شکلاتی داشت موهای مرا چنگ می زد!
|
|
+ نوشته شده در
2009/4/26ساعت 14:16 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تحقيقات پايگاه صوتي و تصويري احساس |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ جايي براي يادداشتها و نظرات شخصي بنده است.
شناسنامه
|
| آرشیو موضوعی |
|
تجربه هاي كار با كامپيوتر زبان و ادبیات ترکی دانشگاه، دانشجو و تحقيق اجتماعي سرگرمي مناسبتي و روزانه |
| www.flickr.com |
| دسترسي |
|
RSS
|