![]() |
![]() |
|
| وبلاگ شخصي |
|
به تعدادي بازيگر يا دانشجوي سالهاي آخر بازيگري تئاتر و سينما جهت همکاري در يک پروژه تحقيقاتي نيازمنديم.
علاقمندان مي توانند به آدرس mansoorm@modares.ac.ir ايميل بفرستند يا زير همين مطلب يادداشت(ترجيحا خصوصي ) بگذارند. لطفا مشخصات کامل؛ شماره تلفن و سابقه بازيگري خود را قيد فرماييد براي اطلاعات بيشتر درباره اين پروژه اين مطلب را مطالعه کنيد: http://mansoorm.blogfa.com/post-49.aspx |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 18:40 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
-لطفا MP3 Recorder هايتان را خاموش کنيد! مي خواهيم حرف سياسي بزنيم!
- بچه ها تو خوابگاه يا هر جاي ديگر که با هم هستيد چقدر درباره اوضاع سياسي کشور و دولت حرف مي زنيد. : خيلي! ؛ زياد؛ تقريبا همه اوقات بيکاري را و .... - به دولت چه نمره اي از بيست مي دهيد ؟ :0؛ زير صفر؛ 7 ؛ ... -آيا فکر مي کنيد که رييس دولت حرف شما را مي شنود يا حرف شما به ايشان مي رسد ؟ :نه؛ اصلا؛ عمرا ؛ به هيچ وجه -اگر برسدچي !؟ آيا بکار مي گيرد ؟ :نه بابا؛ بيچاره مي شويم!؛ حرف و انتقادهاي ما مي ره تو Trash! -نطرتان راجع به درسي که اين ترم با هم داشتيم چيه؟ من قول مي دهم که همه را بشنوم و اگر حرف مفيدي بود استفاده مي کنم و هيچکس را هم بيچاره نمي کنم! دو هفته بود که از بچه ها خواسته بودم آنچه را که در طول ترم در اين کلاس گذشت؛ مرور کنند و اگر نظر اصلاحي دارند بگويند. بارها هم تاکيد کرده بودم که اين نظرات به هيچ وجه تاثير منفي روي نمره اين ترم آنها ندارد و چه بسا که تاثير مثبت هم داشته باشد. هيچ کس به خودش زحمت نداده بود! با اين مقدمه سوال بعدي را از کلاس پرسيدم: - چرا دباره چيزي وقت مي گذاريد و بحث مي کنيد که مي دانيد حرفتان به جايي نمي رسد و فايده اي نخواهد داشت؟ در عوض درباره درس خودتان که اشراف کامل داريد و مطمئن هم هستيد که صدايتان شنونده دارد؛ اظهار نظري نمي کنيد؟ و فقط يک نفر جواب داد: : آخه اين درس به اندازه مملکت که مهم نيست. بقيه هم با نگاه هايشان تاييد کردند! اين پاسخ کوتاه، باوري بود که دانشجويان از خودشان داشتند. در اين باور، درسي که مي خواندند؛ کلاسي که مي آمدند؛ مدرکي که مي گرفتند؛ ... اهميتي نداشت و شايد براي طي يک فرايند فرماليته سرکلاس نشسته بودند. حالا ديگر "سلام استاد" و برخاستن به احترام و .... برايم بخشي از همين فرايند شده بود که هيچ محتوا و مفهومي نداشت. در طول ترم همه توانم را بکار گرفته بودم تا درس معلم زمزمه محبتي شود. ياد تمام جلساتي افتادم که وقتي بحث کمي طول مي کشيد؛ زمزمه هاي "خسته نباشيد" به گوش مي رسيد. آخرين جلسه درس ساختمان داده ها برايم آزار دهنده ترين لحظه زندگي شده بود. خيلي دلم مي خواست بهشان بگويم که آينده حرفه اي آنها در گرو همين درس و کلاسهاست. اما؛ ديگر ترم تمام شده و دانشجويانم شايد الان درباره انتخابات و آرايش گروههاي سياسي فکر مي کنند! بحث مي کنند همديگر را محکوم مي کنند؛ شايد تجمعي کنند و شايد عده اي از آنها هم کمي پايين تر از دانشکده رياضي دانشگاه شهيد بهشتي؛ سر از زندان اوين درآورند.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 20:20 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
سرماي شديدي خورده بودم و رفتم پيش دکتر. همه چي داد - مسکن، سرم شستشو ...- الا آنتي بيوتيک وگفت که اصلا هم بهش فکر نکنم! دو هفته استراحت مطلق کردم. البته به لطف خدا دانشگاه هم تعطيل شد و من زياد غيبت نکردم!
بعد از سه هفته کمي بهتر شدم و دوباره پيش ايشان رفتم. پرسيدم سرما خوردگي يک هفته الي ده روز طول مي کشد؛ چرا من خوب نشده ام ؟ گفت: براي اينکه ويروس سرماخوردگي قويتر شده است. 7 تا 10 روز عمر ويروسهاي 10 سال پيش بود ! و الان يک سرماخوردگي معمولي به طور متوسط 15 تا 20 روز طول مي کشد! علت آن هم مصرف آنتي بيوتيک است. با اين حساب، سرماخوردگي 10 سال ديگر ؛ سه هفته تا يک ماه طول مي کشد! فکرش را بکنيد؛ 1 ماه، بعدش دو ماه و سه ماه و ... شش ماه يعني يکي در فصل سرما، سرما بخورد تا فصل بعدي همراهش خواهد بود. شايد هم آنقدر عادي شود که روزي يکي از خواص فيزيولوژيکي انسانها باشد! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:21 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تحقيقات پايگاه صوتي و تصويري احساس |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ دربردارنده يادداشتها و نظرات شخصي بنده است.
|
| آرشیو موضوعی |
|
تجربه هاي كار با كامپيوتر روزنامه زبان و ادبیات ترکی دانشگاه، دانشجو و تحقيق |
| www.flickr.com |
| پیوندهای روزانه |
|
فاطمه حسین و سجاد آذر مغان خان داداش مهرداد صنوبري محسن ملانوری مادرانه گزیر - حمیدرضا محمدی هشترود آرشیو پیوندهای روزانه |
| دسترسي |
|
RSS
|