![]() |
![]() |
|
|
روزي روزگاري در سرزميني مردماني مي زيستند که کار اصلي آنها کشاورزي بود. پاييز مي کاشتند و تابستان درو مي کردند و در خرمنگاه مي کوبيدند و کاه و دانه را از هم جدا مي کردند. بي آبي و خشکسالي پاييز و نمناک و باراني بودن تابستان به يک اندازه برايشان آزار دهنده بود.
يکسال پاييز باران فراواني باريد و کشت و کار حسابي رونق گرفت. مردم هرجايي را که مختصر خاکي داشت گندم و جو کاشتند و به انتظار تابستان نشستند. تابستان آمد اما شباهتي به تابستان نداشت. هر روز خدا مه همه جا را مي گرفت و باران مي باريد. مردم هرکاري بلد بودند براي قطع باران و صاف شدن آسمان انجام دادند. آتش روشن مي کردند و دود راه مي انداختند؛ نذر و نياز و قرباني مي کردند؛ اما هيچ کدام تاثيري نداشت؛ مه بود و باران. روزي رمالي از ده مي گذشت؛ دست به دامن او شدند و چاره خواستند. رمال گفت: همگي از مرد و زن بايد چوب و چماقي دست بگيريد و کتکش بزنيد تا از روستاي شما دور شود. هر کسي هر چيزي دم دستش داشت؛ برداشت و به جان مه افتاد. ناسزا مي گفتند و چوبشان را در هوا مي چرخاندند و مه را مي زدند. پيرزني که باران جاجيم بافي اش را از رونق انداخته بود؛ يکي از همان چوب هاي دار جاجيم را برداشت و او هم نفرين کنان سراغ مه شتافت. رمال هم در گوشه اي ايستاده بود و به ورد خاني و تماشا مشغول بود. ناگهان مه پر کشيد و دور شد. هوا صاف شد و مردم پيروز، آسمان آبي و خورشيد طلايي را پس از مدتها دوباره ديدند. در همان خط مبارزه ايستادند و به پايکوبي مشغول شدند. اندکي نگذشته بود که مه همچون پهلوان زمين افتاده اي که دوباره جان گرفته است؛ به سمت آنها برگشت. ديگر چوب و چماق آنها کارگر نبود. عاجز و ناتوان پيش رمال برگشتند. رمال گفت: حکما چوب يکي از شماها سوراخي داشته که مه توانسته رد شود. همه به دقت بند بند چوبهاي خود را نگاه مي کردند. سرانجام چوب سوراخ پيدا شد. چوب پيرزن جاجيم باف سوراخ بود! سر چوبهاي دار جاجيم براي به هم بستن دار سوراخ مي شود. به حکم رمال، پيرزن گناهکار شناخته شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 12 تیر1388ساعت 20:2 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ جايي براي يادداشتها و نظرات شخصي بنده است.
|
| delicious |
| نوشته هاي ديگران |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
تجربه هاي كار با كامپيوتر زبان و ادبیات ترکی دانشگاه، دانشجو و تحقيق اجتماعي سرگرمي مناسبتي و روزانه |
| flickr | |
|
|
|
RSS
|