![]() |
![]() |
|
| وبلاگ شخصي |
|
سلام بر كسي كه الفباي زندگاني به من آموخت
خواستم بگم مي دونم چقدر سخته وقتيكه يه موضوع خيلي ساده رو تو كلاس بگي و هيچكس نفهمه خواستم بگم مي دونم چقدر رنج آوره ديدن نگاه ملتمسانه شاگردا وقتي يه موضوعي را براي چندمين بار بگي ولي هنوزم اون نگاه پابرجا باشه خواستم بگم مي دونم با اين حقوق استادي يه نون و بوقلمون كه بيشتر در نمياد و فقط به خاطر عشق كه به تدريس ادامه ميدين خواستم بگم مي دونم خيلي از كارهاتون به خاطر كمك به ما براي مانوس شدن با دانشگاه بود. چيزي كه وظيفه شما نبود ولي از ما دريغ نكردين خواستم بگم معلم با ذره ذره وجودش مي سوزه تا ذره ذره وجود شاگردش رو بسازه خواستم بگم در زندگي به شما مديونم و هميشه به يادتون خواهم بود خواستم بگم . . . . و خواستم بگم كه همه ي حرفهاي بالا رو خالي بستم ولي ديدم خيلي نامرديه. پس بالا رفتيم ماست بود قصه ي ما راست بود استاد عزيزم روزت مبارك
۱- مطلب بالا نوشته یکی از شاگردان و دوستان خوب من به مناسبت روز معلم است. لازم به ذکر است که بنده به صورت حق التدریس کار می کنم و طبیعتا " نون و بوقلمون" که هیچی به زحمت "نون و ماست" می خورم! ۲- بنده هم روز معلم را به همه معلم ها و استادان گرامیم تبریک می گویم. امیدوارم سایه پر برکتشان همیشه بر سر جوانان این مملکت مستدام باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:19 توسط محرم منصوري زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تحقيقات پايگاه صوتي و تصويري احساس |
| درباره وبلاگ |
اين وبلاگ دربردارنده يادداشتها و نظرات شخصي بنده است.
|
| آرشیو موضوعی |
|
تجربه هاي كار با كامپيوتر روزنامه زبان و ادبیات ترکی دانشگاه، دانشجو و تحقيق |
| www.flickr.com |
| پیوندهای روزانه |
|
فاطمه حسین و سجاد آذر مغان خان داداش مهرداد صنوبري محسن ملانوری مادرانه گزیر - حمیدرضا محمدی هشترود آرشیو پیوندهای روزانه |
| دسترسي |
|
RSS
|