یادداشت های گاه و بیگاه

یادداشت های گاه و بیگاه من از همه جا و همه چیز

خانه| درباره| تابلو اعلانات| لينكستان| بيان| ويديو| فوتوبلاگ| انگليسي| توييتر| سايت بازشناسي احساس| سايت رسمي| sf.net|

روغنی

دوستی از قول استادش نقل می کرد:

در ایام جوانی یک روز در محل کار روغن آورده بودند و می فروختند.
همکاری گفت : روغن خوبی آورده اند؛ شما نمی خرید؟
گفتم : خیر.
پرسید: چرا؟
گفتم : نمی خواهم روغنی شوم! روغن را که بخرم هرکسی ببیند؛ خواهد پرسید از کجا خریدی ؟ چند خریدی  ؟ کی خریدی ؟ باز هم دارند ؟ شاید هم راهنمایی هایی خواهند کرد که فلان جا هم روغن خوبی دارند و قیمتش خوب است و ... به این ترتیب فکر و ذکر من روغن و مرغوبیت و قیمت آن خواهد شد. طرحهایی برای خریدروغن بهتر در آینده خواهم ریخت و ... من نمی خواهم فکرم روغنی شود که اگر بشود جایی برای تفکرو تدبر و پژوهش نمی ماند!

این روزها خودم  را که نگاه می کنم می بینم که روغنی شده ام؛  خیلی روغنی!
آنقدر روغنی که دفترچه تلفنم پر است از آدرس  و شماره تلفن های گردو فروشی ها و کلوچه پزهای تویسرکان! 

آنقدر روغنی که وقتی همکارم به درجه علمی دانشیاری رسید؛ به جای پرسیدن  راه و رسم پژوهش ، بهش یادآوری کردم که باید مهمانی مفصلی در یک رستوران خوب برای همکارانش بگیرد!

آنقدر روغنی که ... 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۳ساعت 13:46  توسط محرم منصوری زاده  | 


مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر
شما هم ببينيد
نوشته هاي ديگران
جديدترين نوشته ها
    fetching bookmarks...
    گذری و نظری
    برگزاری کنفرانس تخصصی فناوری اطلاعات در دانشگاه بوعلی سینا
    دو وبلاگ موازي
    نان و کره
    دعای صبحگاهی
    همراه فالگوش
    روغنی
    شهر گرمی هم نو نوار شد
    تبلت
    کمک به بازسازی مسجد روستای مشهدلوی علیا
    فشار خون
    دعای سال نو
    آمار آرمار
    دعوت به همكاري
    به كجا نگاه مي كني؟
    درباره آزمون دكتري و تبديل بورس خارج به داخل
    تبريك
    وقايع اتفاقيه
    جواب در جعبه نيست!
    50 حدیث از امام حسین (ع)
    اجازه وئر !
    پليس مهربان و زبل
    وقتي ساعت كامپيوتر مي خوابد!
    نزديك زرين آباد
    وقتی همه سر کارند!
    نقل محفل
    دلايل نمايندگان براي رد صلاحيت وزرا
    پس از گوگل خوان
    سيم اتصال زمين
    بحران خاورميانه