یادداشت های گاه و بیگاه

یادداشت های گاه و بیگاه من از همه جا و همه چیز

خانه| درباره| تابلو اعلانات| لينكستان| بيان| ويديو| فوتوبلاگ| انگليسي| توييتر| سايت بازشناسي احساس| سايت رسمي| sf.net|

ديروز و امروز

اوایل مهرماه امسال توفیق زیارت حرم  مطهر حضرت امام رضا (ع) نصیب ما شد. چندین بار تاکنون به زیارت امام رضا (ع) رفته ام؛ اما این سفر اخیر لطف و صفایی دیگر داشت. اولین بار که در تابستان سال 1369 همراه خانواده به مشهد مقدس رفتیم؛ یادم هست که نزدیکی های مشهد هر جا اتوبوس در ایستگاه های بین راهی و پلیس راه ها توقف می کرد؛ اولین کسانی که به استقبال می آمدند؛ گداهای رنگ و وارنگی بودند که به پوشش های مختلف محلی ، با لهجه های اغلب نقاط ایران، به زبانهای فارسی، ترکی و کردی با انواع اشعار دعا و مرثیه از زوار امام پول سیاه می طلبیدند. هر قدر به مشهد نزدیکتر می شدیم؛ تعداد آنها بیشتر می شد. داخل شهر مشهد هم در همه جا به چشم می خوردند؛ ورودی پاساژها ، کنار درمانگاه ها و مسافرخانه ها و حتی نانوایی ها! 

گنبد و مناره حرم امام

دفعات دیگر هم که به مشهد مقدس رفتم؛ کمابیش این صحنه ها را می شد دید. اما اینبار خبری از این عده نبود! نه در حرم، نه سر گذرها و اماکن عمومی!  از یکی دو نفر پرسیدم و گفتند که شهرداری به آنها اجازه فعالیت! نمی دهد. به هر حال، از این نظر شهر خیلی تمیز و زیبا شده بود.

داخل حرم به جای جام های برنجی که به شیرهای آب زنجیر شده بودند و همه از آن آب می خوردند؛ کنار همه آبخوری ها لیوانهای یکبار مصرف تمیز و بهداشتی گذاشته بودند. عده ای ویلچر به دست پیرمردان و پیرزنان و ناتوان ها را در حرم جابجا می کردند. ماشینهای برقی عمومی - زائربرها-  هم در صحن ورودی به صورت منظم در حال جابجا کردن گروهی افراد کهنسال و ضعیف بودند. دوربینهای کوچک عکسبرداری و گوشی موبایل را می توان داخل حرم برد و جز در بخش کوچکی در اطراف روضه منوره، همه جا می توان عکس و فیلم گرفت.

bwv5a0pmfw0bxir41wr.jpg
حلقه معرفت عنوان جلسات پرسش و پاسخی بود که با موضوعات مختلف تشکیل می شد.

آن بار اول، بلندگوی حرم یا قرآن و اذان پخش می کرد یا متن موعظه ای را تکرار می کرد که دو جمله اش یادم هست: "زیارت مستحب است؛ حفظ حجاب واجب است " اما حالا در جای جای حرم جلسه بحث و گفتگو و پرسش و پاسخ برقرار بود. به چندتا از این جلسات سرزدم.  در یکی از آنها خانمی برای بچه ها از قصه های قرآنی تعریف می کرد. دیگری درباره احکام بود و افراد درباره نماز و روزه و ... صحبت می کردند و فیلمی درباره آداب صحیح وضو، تیمم ، پاک کردن و ... پخش می شد. در جلسه تفسیر قرآن هم سوالاتی مطرح می شد و پاسخ داده می شد که خیلی تخصصی بودند و در جلسه دیگر بحث حق الناس  بویژه حقوق خانواده و والدین برقرار بود. همچنین یک جلسه سخنرانی عمومی هم در صحن امام خمینی هر شب برگزار می شد که خیلی مخاطب داشت. 

می شود اینطور جمع بندی کرد که سالها قبل مسوولین حرم تنها راهنمایی زوار و  نشان دادن مسیر در صحن ها و رواق ها  به آنها و همچنین مرتب کردن جامهری ها و زیارت نامه ها را وظیفه خود می دانستند اما اکنون برای تمام لحظات حضور زوار در آنجا برنامه های متنوعی دارند.


برچسب‌ها: امام رضا, مشهد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آذر ۱۳۸۹ساعت 16:14  توسط محرم منصوری زاده  | 


شما هم ببينيد
نوشته هاي ديگران
جديدترين نوشته ها
    fetching bookmarks...
    گذری و نظری
    برگزاری کنفرانس تخصصی فناوری اطلاعات در دانشگاه بوعلی سینا
    دو وبلاگ موازي
    نان و کره
    دعای صبحگاهی
    همراه فالگوش
    روغنی
    شهر گرمی هم نو نوار شد
    تبلت
    کمک به بازسازی مسجد روستای مشهدلوی علیا
    فشار خون
    دعای سال نو
    آمار آرمار
    دعوت به همكاري
    به كجا نگاه مي كني؟
    درباره آزمون دكتري و تبديل بورس خارج به داخل
    تبريك
    وقايع اتفاقيه
    جواب در جعبه نيست!
    50 حدیث از امام حسین (ع)
    اجازه وئر !
    پليس مهربان و زبل
    وقتي ساعت كامپيوتر مي خوابد!
    نزديك زرين آباد
    وقتی همه سر کارند!
    نقل محفل
    دلايل نمايندگان براي رد صلاحيت وزرا
    پس از گوگل خوان
    سيم اتصال زمين
    بحران خاورميانه